عبد الحي حبيبى
902
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
مربوطست علم ظاهر و فقه باشد . و آنچه به باطن تعلق گيرد ، علم باطن و علم اهل تصوف است كه از قرآن و حديث استنباط كردهاند . پس علم اسلامى و قرآن و حديث جامع ظاهر و باطن است ، و آنچه در آيهء وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً « 1 » اشاره شده عبارت از همين دو علم است . و صوفيان در اثبات اين مطلب از كتاب و سنت و عقل دليلها گويند . » « 2 » در وقتى كه اسلام انتشار مىيافت ، و بين درياى نيل و درياى سند سرزمينهاى وسيع را بنور توحيد و اخلاق نيكو روشن مىساخت . دو جريان مهم فكرى در شرق و غرب آن موجود بود . در شرق افكار و عقائد بودايى كه قسمت بارز آن ترك دنيا و تزهد و تقشف بود وجود داشت ، و مخصوصا قسمت شرقى خراسان يعنى گندهارا و كابلستان و صفحات شمال هندوكش تا بلخ از بودائيان تارك دنيا و متقشفان مغاره نشين مملو بود . اين مردم عقائد تناسخ و حلول و وحدت وجود و غيره داشتند و به جانداران آزارى نميرسانيدند . در قرن دوم هجرى برخى از كتب بودايى نيز به عربى ترجمه شده بود ، كه از انجمله كتاب بيلا و هرو بوداسف و كتاب البد باشد . « 3 » و طوريكه جاحظ ( متوفى 255 ه 866 م ) گويد دستههاى رهبانان گردنده در كشورهاى اسلامى سفر ميكردند ، و دو شب را در يك جا نمىگذرانيدند ، و بصفات اربعه قدس و پاكى و راستى و درويشى متصف بودند ، و از كشتن جانداران حذر ميكردند « 4 » ، و همواره در مجامع فرهنگيان و دانشمندان آن عصر ، برخى مردم سمنيه كه نحلهء بودايى هند باشد ديده مىشدند « 5 » و حتى ابو العتاهيه اسماعيل بن قاسم شاعر معروف عربى ( 130 / 211 ه ) كه از دربار
--> ( 1 ) - قرآن : سورهء لقمان 20 ( 2 ) - كتاب اللمع 43 ( 3 ) - الفهرست 424 ( 4 ) - كتاب الحيوان 4 / 147 ( 5 ) - الاغانى 3 / 24